image
تاریخ : 2016/02/11 نویسنده : h.gh دیدگاه : 0

 

یکی از هواداران اصلی چرخش متمایل، ترستون است که گرچه قویا آن را پیشنهاد می کند، اما از کاربرد بسیار کمتری در مقایسه با چرخش های متعامد برخوردار است. چرخش های متمایل بسیار پیچیده تر از چرخش های متعامدند. زیرا محورهای عاملی می توانند هر وضعیتی را در فضای عاملی داشته باشند. و علت نام گذاری این چرخش ها نیز همین مسئله است. در چرخش های متمایل زاویه محور بیش تر یا کمتر از ۹۰ درجه است و بنابراین، کسینوس زاویه بین محورهای عاملی، نشان دهنده همبستگی بین آن هاست که مقدار آن بین صفر و یک نوسان دارد. بنابراین عامل هایی که توسط این نوع چرخش ها تولید می شوند، عامل هایی هستندکه می توانند با یکدیگر همبستگی داشته باشند. در چرخش متمایل، در مقایسه با چرخش متعامد که محدودیت ناشی از متعامد بودن وجود دارد، آزادی بیشتری درانتخاب وضعیت عامل ها در فضای عاملی وجود دارد. اما علی رغم این، ناناللی مشکلات چندی را برای چرخش های متمایل برمی شمرد که مهمترین نمونه آن است که بارهای عاملی به وضوح نسبتی از واریانس هر متغیر را که به وسیله عامل ها تبیین می شوند، نشان نمی دهند.

روش های چرخش متمایل شامل روش های متعددی مانند کوارتمین ، ابلیمین، بایکوارتمین، ابلیمکس، کوواریمین، باینورمامین، ابلیمین مستقیم و پروماکس است. اما تنها به دو روش می پردازیم و برای آشنایی با سایر روش ها، علاقمندان می توانند به کتب موجود در زمینه تحلیل عاملی و یا روش های آماری مراجعه کنند.

روش ابلیمین مستقیم :

برای دستیابی به یک ساختار ساده متمایل، روش ابلیمین مستقیم معتبرتر از روش پروماکس است.

روش پروماکس :

مهمترین مزیت چرخش پروماکس این است که محاسبه آن سریع انجام می شود و از نظر مفهومی نیز ساده است.

نکته ۱ ) برای اینکه بدانیم از کدام روش چرخش متمایل برای تحلیل عاملی استفاده کنیم، هیچ توافق پذیرفته شده ای وجود ندارد. اما آنچه مسلم است، این می باشد که نتایج هر دو روش چرخش متمایل یکسان است.

نکته ۲) در روش چرخش متمایل چه در صورت انتخاب روش ابلیمین مستقیم و چه در صورت انتخاب روش پروماکس، پیشنهاد می شود که از مقادیر پیش گزیده دلتا ( یعنی عدد ۰) وکاپا ( یعنی عدد ۴) استفاده شود. توجه داشته باشیم که اگر مقدار دلتا و کاپا را دست کاری کنیم، در آن صورت مقدار همبستگی بین عامل ها تغییر می کند و این امر ، تفسیر نتایج را پیچیده تر می سازد. با وجود این، تفاوت دست کاری مقادیر دلتا و کاپا در این دو روش، آن است که اگر چرخش ابلیمین مستقیم را انتخاب کنیم، در آن صورت مقدار کاپا برابر با عدد ۴ است و ما باید مقدار دلتا را دستکاری کنیم. اما اگر چرخش انتخابی ما، پروماکس باشد، در آن صورت مقدار دلتا برابر با عدد ۰ است و در نتیجه باید مقدار کاپا را دست کاری کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *